بلژیک، با جمعیت متراکم، در قلب یکی از مهمترین مناطق صنعتی جهان قرار گرفتهاست. به طور جاری، اقتصاد بلژیک، عمدتآ بر پایه خدمت است و طبیعتی با بخشهای دوگانه فلاندری جلوه پویایی از خود بروز داده و بروکسل به عنوان مرکز چند نژادی و چند زبانه آن، و یکی از بلندمرتبهترین اعضای اتحادیه اروپا ست و اقتصادی والونی که از لحاظ تولید ناخالص ملی یک چهارم عقب ماندهاست. بلژیک اولین کشور اروپایی اقلیمی بود که در اوایل دهه ۱۸۰۰ دستخوش انقلاب صنعتی شد. شهرهای لیژ و شارلوآ به سرعت در صنایع معدن و فولادسازی توسعه یافتند و در اوایل قرن بیستم کاملآ شکوفا شدند. با این حال، در دهه ۱۸۴۰ صنعت پارچه بافی فلاندرز به بحران شدیدی دچار شد و فلاندر از این جهت دچار قحطی شد. بعد از جنگ جهانی دوم، شهرهای خنت و آنتورپ توسعه سریع صنایع شیمی و پتروشیمی را تجربه نمودند. بحرانهای نفت ۱۹۷۳ و بحران نفت ۱۹۷۹ اقتصاد را به سمت ترقی طولانی مدت پیش برد. صنعت فولادسازی بلژیک تا کنون رکودهای اقتصادی زیادی را تجربه نمودهاست. این مسئله مانع از توسعه اقتصادی والونی شدهاست.[۱۱]
فولادسازی در امتداد رودخانه مئوس در اوگری نزدیکی شهر لیژ
در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توسعه مرکز اقتصادی کشور به سمت شمال فلاندرز ادامه یافت. امروزه، صنعت در مناطق پرجمعیت فلاندری در شمال متمرکز شدهاست. در پایان دهه ۱۹۸۰، سیاستهای اقتصاد کلان بلژیک به بدهی انباشته دولت در حدود ۱۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی منجر شد. به طور جاری، بودجه در تعادل است و بدهی عمومی با ۹۴٫۳ درصد از تولید ناخالص داخلی (تا پایان سال ۲۰۰۵) هم تراز میباشد PDF در سال۲۰۰۴ نرخ حقیقی رشد تولید ناخالص داخلی در حدود ۲٫۷ درصد محاسبه شد.[۱۲] اما انتظار میرود در سال ۲۰۰۵ این مقدار به ۱٫۳ درصد تنزل کرده باشد.[۱۳] بلژیک به طور خاص دارای اقتصاد باز است. از دیدگاه ترابری بلژیک، دارای زیربنای محکم بنادر، کانالها و راه آهن و بزرگ راه است که امکان یکپارچه شدن صنعتش با صنایع همسایگانش را به آن میدهد. بندر آنتورپ دومین بندر بزرگ اروپاست. بلژیک، به عنوان یکی از اعضای پایهگذار اتحادیه اروپا، از توسعه قدرت سازمانهای این اتحادیه برای یکپارچه سازی اقتصاد کشورهای عضو شدیدآ حمایت مینماید.در سال ۱۹۹۹، بلژیک، یورو، تنها واحد پول اروپایی، را به عنوان واحد پول پذیرفت و در سال ۲۰۰۲، آن را جایگزین فرانک بلژیک کرد. اقتصاد بلژیک، قویآ به بازرگانی خارجی به ویژه کالاهای ارزش افزوده وابستهاست. واردات عمده آن عبارتند از تولیدات غذایی، ماشین آلات، الماس خام، نفت خام و تولیدات نفتی، مواد شیمیایی، لباس و لوازم و بافتنیها. صادرات عمده آن عبارتند از اتومبیل، غذا و تولیدات غذایی، آهن و فولاد، الماس پرداخته، منسوجات، پلاستیک، تولیدات نفتی و فلزات غیر آهنی. از سال ۱۹۲۲، بلژیک و لوکزامبورگ دارای یک بازار تجاری مشترک با گمرک و واحد پول یکسان بودهاند که تحت عنوان اتحادیه اقتصادی بلژیک لوکزامبورگ فعالیت مینماید. شرکای تجاری اصلی این اتحادیه عبارتند از آلمان، هلند، فرانسه، بریتانیای کبیر، ایتالیا، ایالات متحده آمریکا و اسپانیا. بلژیک در سال ۲۰۰۵، از نظر شاخص توسعه انسانی، در سازمان ملل، در رده نهم قرار داشتهاست.
بلژیک با ۳۰۵۲۸ کیلو متر مربع (۱۱۷۸۷ مایل مربع) سه منطقه جغرافیایی مهم دارد: دشت ساحلی در شمال غربی، فلات مرکزی و کوههای آردن در جنوب شرقی.دشت ساحلی عمدتآ شامل تپههای شنی و پُلدرها (زمینهای خشکشده از دریا) میشوند.اراضی پست کنار دریا نواحی ای از زمین، نزدیک و یا زیر سطح دریا هستند که از دریا به جا مانده و یا اراضی داخلی بیشتری که از کانالها زهکشی شده و توسط خاکریزها محافظت شدهاند. منطقه جغرافیایی دوم، زمینهاییاست که در نواحی دورتر قرار دارد.این یک منطقه روان، و پیش روندهاست که درههای حاصلخیز را در برمیگیرد و توسط زهکشیهای متعددی آبیاری میشود.در آینجا همچنین میتوان زمینهای سخت تری را یافت که شامل غارها و تنگههای کوچک میشود.
سومین منطقه جغرافیایی، که آردن نامیده میشود، ناهموارتر از دو مورد اولیاست.انبوه جلگههای جنگلی، که بسیار صخرهایاست و برای کشاورزی چندان مناسب نمیباشد، و تا فرانسه شمالی وسعت یافتهاند.در آینجا، میتوان بسیاری از نمونههای حیات وحش بلژیک را یافت.مرتفعترین نقطه بلژیک، signsl de Boglange دراین منطقه در ۶۹۴ متری (۲٫۲۷۷ فوت)واقع شدهاست. آب و هوای در بلژیک، معتدل دریاییاست، همراه با میزان بارندگی زیاد در تمام فصول(طبقه بندی آب و هوایی کپن).میانگین دمای هوا برابر با ۳درجه سلسیوس در ژانویه، و ۱۸ درجه سلسیوس در ژوئیه و میانگین میزان بارندگی ۶۵ میلیمتر در ژانویه و ۷۸ میلیمتر در ژوئیه میباشد.[۹]
به دلیل تراکم بالای جمعیت و مکان در مرکز اروپای شرقی، بلژیک با مشکلات محیطی مهمی روبهروست. در گزارش سال۲۰۰۳[۱۰] گفته میشود آب رودخانههای بلژیک جزء کم کیفیتترین آبهای اروپاست و در پایینترین رده فهرست ۱۲۲ کشوریست که مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
بلژیک کشوری پادشاهیست. پادشاهی ای دارای وجهه ملی و دموکراسی مجلسی که پس از جنگ جهانی دوم از یک ایالات متحده به یک اتحادیه تبدیل شد. سیستم دو پارلمانی از سنا و مجلس شورا تشکیل شدهاست.در حالی که سنا مجموعهای از سیاستمداران بالارتبه منتخب و نمایندگان انجمنها و مناطق است، مجلس شورا نشانگر تمام بلژیکیهای بالاتر از هجده سال در یک نظام رأیگیری همزمان میباشد. بلژیک از معدود کشورهاییست که رای دادن در آن اجباریست و به همین علت در جهان یکی از بالاترین آمار رأیگیری را داراست..[۱]
دولت فدرال که رسماً توسط پادشاه معرفی میشود، باید از مجلس شورا رای اعتماد بگیرد. توسط رئیس جمهور رهبری میشود. تعداد وزرای هلندی و فرانسوی زبان طبق آنچه توسط قانون اساسی تعریف شده باید مساوی باشد.[۲]
شاه یا ملکه رهبر کشور محسوب میشوند اگرچه از طریق امتیاز مخصوص حق ارثی محدود. قدرت حقیقی در دست رئیس جمهور و دولتهای مختلفیاست که کشور را اداره میکنند. نظام قضایی بر پایه حقوق مدنیست و از مجموعه قوانین ناپلئونی سرچشمه میگیرد. دادگاه استان یک رده از دادگاه فرجام خواهی که نهادی بر پایه دادگاه فرجام خواهی فرانسویاست پایین تر است. نهادهای سیاسی بلژیک پیچیدهاند. بیشتر قدرت سیاسی حول و حوش نیاز به ارائه انجمنهای زبان میگردد. از حدود سال ۱۹۷۰، حزبهای سیاسی ملی مهم بلژیک به اجزای جداگانهای تقسیم شدهاند که به طور عمده علایق این انجمنها را نشان میدهند. حزب اصلی در هر انجمن به سه خانواده مهم سیاسی تعلق دارند: جناح راست یا همان لیبرالها، دموکراتهای مسیحی و جناح چپ یا همان سوسیال دموکراتها. دیگر حزبهای جدیدتر مهم عبارتند از حزب سبز و به خصوص در فلاندرز حزب ملی یا ناسیونالیست و احزاب راستگرای افراطی. سیاست تحت تأثیر گروههای تحمیل گرا مانند اتحادیههای تجاری و منافع تجاری به صورت بنگاه اقتصادی بلژیک میباشد.
پادشاه کنونی بلژیک آلبرت دوم بعد از پادشاه بائودین (در زبان هلندی:Boudewijn) در سال ۱۹۹۳ به حکومت رسید. از سال ۱۹۹۹، نخست وزیر، گای ورهفستاد از دموکراتها و آزادی خواهان فلاندری رهبری شش حزب آزادی خواهان، سوسیال دموکراتها، حزب سبز را بر عهده داشته و اغلب از دولت او با نام دولت رنگین کمان نام برده میشود. این اولین دولت بدون دموکراتهای مسیحی بود که از سال ۱۹۵۸ به روی کار آمد.[۳]
در انتخابات عمومی بلژیک در سال ۲۰۰۳، ورهفستاد برای بار دوم برنده دوره انتصاب مجلس شد و رهبری ائتلاف چهار حزبی لیبرال سوسیال دموکراتها را بر عهده گرفت. ساختمان مجلس شورا برروی سایت رسمی مجلس به زبان فرانسه. در سالهای اخیر همچنین در حزب راستگرای افراطی جدائی طلبان ملی فلاندریها تحرکات زیادی مشاهده شدهاست که درعین حال این حزب بر حزب Vlaams Belang که با اتهام نژادپرستی روبهرواست غلبه کردهاست.[۴]
هدف اصلی دو حکومت ورهفستاد متعادل کردن بودجه بود؛ بلژیک یکی از معدود اعضاء EU است که تا کنون به این هدف نایل گشتهاست.این سیاست توسط حکومتهای موفق در طی دهه ۱۹۹۰، تحت فشار از جانب شورای اروپا به کار گرفته میشد.سقوط دولت پیشین عمدتآ به خاطر بحران دی اکسین بود.[۵]
بر ملأ شدن مسمومیتهای شدید غذایی در ۱۹۹۹ موجب تشکیل دایره غذایی بلژیک شد.[۶]
این واقعه به جنجال بزرگ و نا بهنجار حزب سبز در مجلس انجامید و تأکید بیشتری برروی سیاستهای محیطی طی دولت اول ورهفستاد به وجود آورد.به عنوان مثال یکی از سیاستهای حزب سبز باعث تصویب قانون خارج کردن قدرت هستهای بلژیک شد، که توسط دولت جاری تعیین شدهاست.غیاب حزب دموکراتهای مسیحی در مقامات دولتی به ورهفستاد این توانایی را داد تا موضوعات اجتماعی را با دیدگاهی لیبرال تر بر عهده بگیرد و قانون استفاده از مواد مخدر ملایم، ازدواج هم جنسان و کشتن از روی ترحم را به تصویب برساند.در دوره دو تا از مهمترین مجالس بلژیک دولت سیاست فعالی را در آفریقا اتخاذ کردهاست، [۷]
این سیاستها بر خلاف دخالت سیاسی طی بحران خلع سلاح عراق بود و باعث تصویب قانونی در رابطه با جنایتهای جنگ شد.در هر دو دوره حکومت ورهفستاد این مسئله مورد بحث انجمن بلژیک شد.از موارد مورد بحث اصلی میتوان به راههای هوایی شبانه در فرودگاه بروکسل و وضعیت ناحیه انتخاباتی بروکسل – هال –ویلوود اشاره نمود.
کشمکش بین افراد از طریق دادگاه حکمیت حل و فصل میشود. چنین روشی باعث مصالحه شده و به فرهنگهای گوناگون امکان همزیستی مسالمت آمیز میبخشد. اقلیت فلاندری در سال ۱۹۸۰ منطقه فلاندر را برای تشکیل دولت فلاندری به دست آورد.[۸] مرزهای مشترک مناطق و انجمنها دو ویژگی همه را ایجاد کردهاست:محدوده منطقه پایتختی بروکسل شامل دو اقلیت فرانسوی و فلاندریاست و محدوده اقلیت آلمانی زبان کاملاً داخل منطقه والون قرار گرفتهاست.مناطق فلاندری و والون به نهادهای اجرایی بیشتری در استانها تقسیم شدهاند. در بالاترین رده از این طرح سه ردهای دولت فدرال قرار دارد که امور خارجه، معاونت توسعه وزارت دفاع، ارتش، پلیس، مدیریت اقتصادی، رفاه اجتماعی، انتقال تأمین اجتماعی، انرژی، مخابرات و تحقیقات علمی، صلاحیتهای محدود در حوزه تعلیم و تربیت و فرهنگ و سرپرستی امور مالیاتها را توسط مقامات کنترل میکند. دولت فدرال بیش از ۹۰ ٪ از تمام مالیات را در دست کنترل دارد.دولتهای اقلیت مسئول توسعه زبان، فرهنگ و آموزش و پرورش در مدارس، کتابخانهها، و تئاترها میباشند.رده سوم دولتهای محلی هستند که بیشتر مسائل مربوط به اموال منقول و غیر منقول مانند خانه، وسایط ترابری را کنترل مینماید.به عنوان مثال، ساختمانی که به یک مدرسه در بروکسل اختصاص داده شدهاست و متعلق به نظام مدرسه عمومیاست، توسط دولت منطقهای بروکسل کنترل میشود. با این حال، مدرسه به عنوان یک مؤسسه، اگر فرانسوی زبان باشد، تحت قوانین دولت فلاندری درمیآید.
تاریخ بلژیک
بیش از دو هزار سال پیش، ناحیهای که اینک بلژیک خوانده میشود، دارای جمعیت زیادی بوده و تنشهای فرهنگی و سیاسی فراوانی را شاهد بودهاست. اولین حرکت مستند شده مردمی تصرف منطقه توسط جمهوری روم، در قرن اول بعد از میلاد مسیح بود که تا سدهٔ پنجم توسط آلمانیها، فرانکها ادامه پیدا کرد.فرانکها پادشاهی مروونژیان را تثبیت کردند که در سدهٔ هشتم پادشاهی کارولنژیان نام گرفت.در طی قرون وسطی، کشورهای فروبوم به چندین ایالت فئودال کوچک تقسیم شدند.بسیاری از آنان در طی قرون چهاردهم و پانزدهم توسط خاندان برگندی با عنوان هلند برگندین متحد گشتند.این ایالات در قرن پانزدهم استقلال بیشتری یافتند و پس از آن ایالات هفده گانه نام گرفتند.
ایالات هفده گانه (نواحی نارنجی، قهوهای و زرد رنگ) و ناحیه تحت فرماندهی اسقف Liège (منطقه سبز).برای توضیحات دقیق تر ایالات هفده گانه را مشاهده کنید.
تاریخ بلژیک را میتوان از قرن شانزدهم از تاریخ اسکاندیناوی تفکیک کرد.جنگ هشتاد ساله (۱۶۴۸-۱۵۶۸)، ایالات هفده گانه را به جمهوری هفت ایالات متحده در شمال و هلند جنوبی در جنوب تقسیم کرد.ایالات جنوبی توسط هابسبرگ اسپانیایی، آستریایی با موفقیت قانونگذاری شد.تا زمان استقلال، هلند جنوبی توسط بسیاری از متصرفان فرانسوی بازدید شد و محل بسیاری از جنگهای فرانسه – اسپانیا و فرانسه - استریا در قرون هفده و هجده بود.در پی جنگهای انقلاب فرانسه: نبرد ۱۷۹۴ در جنگهای انقلاب فرانسه، مناطقی از اسکاندیناوی که هرگز تحت اختیار هبسبرگ نبودند، مانند اسقف ارباب توسط فرانسه اشغال شدند و نقش اسپانیاییها و استریاییها در منطقه پایان یافت.الحاق مجدد اسکاندیناوی پادشاهی متحده هلند در پایان اولین امپراطوری فرانسه در ۱۸۱۵ اتفاق افتاد.
انقلاب ۱۸۳۰ بلژیک موجب تثبیت استقلال کاتولیکها و بیطرف شدن بلژیک تحت حکومتی موقتی شد.از زمان انتصاب لئوپولد اول به عنوان پادشاه در سال ۱۸۳۱ بلژیک دارای یک نظام سلطنتی قانون اساسی و دموکراسی پارلمانی شد.در میان دوره استقلال و جنگ جهانی دوم، سیستم دموکراتیک از حکومت معدودی از ثروتمندان ناشی گشت که با دو حزب اصلی مشخص میگشتند.کاتولیکها و لیبرالها، برای دستیابی به یک سیستم هماهنگ که سومین حزب را شامل میشد، حزب کارگری و نقش قدرتمند اتحادیه بازرگانی.در اصل، فرانسوی، که زبتن سازگار شده اشراف و بورژواها بود، زبان رسمی و اداری به شمار میرفت.این کشور تا این زمان با یک سیستم دوزبانه هلندی – فرانسوی گسترش یافتهاست. کنفرانس برلین در سال ۱۸۸۵ با پیمان استعمار کنگو با پادشاه لئوپولد دوم به عنوان املاک شخصی اش موافقت کرد و آن را ایالت آزاد کنگو نامید.در سال ۱۹۰۸، کنگو به عنوان مستعمره به کشور بلژیک واگذار گردید و از آن زمان به بعد کنگو بلژیک نامیده شد.بیطرفی بلژیک در سال ۱۹۱۴، در زمانی که آلمان بلژیک را به عنوان بخشی از نقشه شلیفن مورد حمله قرار داد.مستعمرههای سابق آلمان، روآندا و اوروندی-که امروزه ووآندا و بروندی نامیده میشوند توسط کنگو بلژیک در سال ۱۹۱۶ تصرف شد. در سال ۱۹۲۴ این مناطق توسط اتحادیه ملل تحت اختیار بلژیک درآمدند.بار دیگر بلژیک توسط آلمانها در سال ۱۹۴۰ طی یک یورش وحشیانه مورد حمله قرار گرفت.تا زمستان سال ۴۵-۱۹۴۴ که توسط نیروی متفقین آزاد شد تحت اشغال قرار داشت.کنگو بلژیک استقلالش را طی بحران کنگو در سال ۱۹۶۰ به دست آورد و روآندا اوراندی در سال ۱۹۶۲ مستقل شد.
"رویداد انقلاب بلژیک در سال ۱۸۳۰ رخ داد، چارلز گوستاو واپرز (۱۸۳۴)در موزه هنرهای باستان – بروکسل
بعد از جنگ جهانی دوم بلژیک به نیروهای ناتو پیوست و همراه با هلند و لوگزامبورگ گروه ملل بنلوکس را تشکیل داد.بلژیک همچنین یکی از شش عضو پایهگذار اتحادیه اروپایی فولاد و ذغالسنگ تأسیس شده در سال۱۹۵۱، اتحادیه اقتصادی اروپایی تشکیل شده در سال ۱۹۵۷ و اتحادیه انرژی اتمی اروپایی میباشد.بلژیک میزبانی فرماندهی ستاد مرکزی ناتو بر عهده دارد و همچنین بخش مهمی از نهادها و مؤسسات اتحادیه اروپاست که شامل هیئت اروپایی، شورای اتحادیه اروپا و جلسات فوق العاده پارلمان اروپا بعلاوه بخشی از موسساتش میباشد. در طول قرن بیستم و به طور اخص از جنگ جهانی دوم تاریخ بلژیک به سرعت تحت تأثیر دو کمیته اصلی خودگردان آن قرار گرفتهاست.این دوره شاهد افزایش کشمکشهای فرقهای بودهاست و اتحاد ایالات بلژیک تحت بررسی قرار گرفتهاست.
از طریق اصلاحات قانون اساسی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، تقسیم نواحی کشور به ایجاد نظامی سه ردیفه منجر شد: فدرالیسم، انجمن زبان شناختی و دولت منطقهای، مصالحه برای کاستن کشمکشهای زبانی. امروزه این نهادهای فدرال قدرت قانونی بیشتری نسبت به پارلمان دو مجلس شورا و سنا کسب کردهاند در حالی که دولت ملی هنوز تقریبآ تمام مالکیت را کنترل میکند، بیش از ۸۰ درصد از داراییهای انجمن زبان شناختی و دولت منطقهای و صد در صد تأمین اجتماعی.
کشور پادشاهی بلژیک
بلژیک (به فرانسوی: Belgique) کشوریاست در غرب اروپا. پایتخت آن بروکسل است. بلژیک در شمال با هلند، در شرق با آلمان، در جنوب شرقی با لوکزامبورگ، در جنوب با فرانسه و از شمال غربی با دریای شمال مجاور است.
'«پادشاهی بلژیک»'(هلندی:"" Koninkrijk België، فرانسوی:«Royaume de Belgique»; آلمانی:«Königreich Belgien») یکی از اعضای اتحادیه اروپا است.
خط جدایی فرهنگی ژرمنها و رومیزبانان از میانههای کشور بلژیک میگذرد. در ۶۰٪ از مناطق بلژیک، زبان هلندی (گویش فلاندری) صحبت میشود و فرانسوی در ۴۰٪ مناطق جنوبی مثل والونی صحبت میشود و در منطقه پایتخت (بروکسل) هر دو زبان در نهادهای دولتی رایج است. کمتر از ۱٪ مردم بلژیک آلمانیزباناند و در شرق کشور زندگی میکنند. این گوناگونی زبانی تاکنون باعث تنشهای سیاسی بسیاری در کشور بلژیک بوده و در دورههایی همچنان یکپارچگی این کشور را تهدید میکند.
نام بلژیک از نام لاتین که برای اکثر بخشهای شمالی منطقه گُلنشین استفاده میشد یعنی «گاولیا بلژیکا» گرفته شدهاست. این نام لاتین خود برگرفته از گروهی از قبایل سلت است که قبیله بلژها نام داشتند. به لحاظ تاریخی، بلژیک قسمتی از کشورهای فروبوم بوده که شامل هلند و لوکزامبورگ نیز میشدهاست و پیشترها نواحی گستردهتری را نسبت به گروه کشورهای بنلوکس امروزی دربر میگرفتهاست.
بلژیک از پایانههای سدههای میانه تا سدهٔ هفدهم، کانون بازرگانی و فرهنگی پر رونقی به شمار میرفتهاست. از سدهٔ شانزدهم تا انقلاب بلژیک در سال ۱۸۳۰، بلژیک در دورهای که هلند شمالی نام داشت، محل جنگهای بسیاری بود که بین قدرتهای اروپایی در میگرفت، و با عنوان «میدان جنگ اروپا» لقب گذاری شده بود. اخیراً بلژیک عضو برجستهای از اتحادیه اروپا به شمار میرود و مانند دیگر اعضاء اصلی سازمانهای بینالمللی، مثل ناتو، میزبان مرکز فرماندهی آن بودهاست.
ملاحظات تاريخي
اين سرزمين در زمانهاي دور مسكن قبايل بلژي (Belgae) وسلت ها بوده تا اينكه توسط ژوليوس (يوليوس) سزار امپراطور روم فتح گرديد. فرانكها نيز از قرن سوم تا نهم ميلادي آن را اداره كردند و بعدها جزء امپراطوري شارلماني شد كه پس از تجزيه امپراطوري شارلماني جزودولت لوتارينگيا گرديد و با سرزمينهاي فعلي هلند و لوكزامبورگ و قسمتهايي از فرانسه و آلمان اداره مي شد. در همان زمان انقلابات و شورشهاي فراوان موجبات استقلال نسبي آن را فراهم آورد.در قرن چهاردهم ميلادي بلژيك در دست خاندان بورگاندي افتاد و از طريق آنان در سال 1482 تحت تسلط خاندان هاپسبورگ درآمد كه بعداٌ تحت نفوذ چندين دولت ديگر واقع شد.در سالهاي آخر قرن هجدهم فرانسويان بر آن سلطه راندند تا سال 1815 كه بلژيك با هلند متحد شد، اما اين اتحاد نيز چندي نپائيد و سرانجام بلژيك در سا 1831 مستقل شده داراي حكومتي سلطنتي گرديد و لئوپولدساكس كوبورگ بعنوان نخستين پادشاه آن برگزيده شد. اما ويليام اول پادشاه وقت هلند مايل به شناختن حقوق اساسي بلژيك نبود و به آنجا لشكركشي كرد ولي از نيروهاي فرانسه شكست خورده و عقب نشيني نمود.
در سالهاي نيمه دوم قرن نوزدهم صنايع بلژيك پيشرفت فراواني كرده و فكر ايجاد مستعمرات نخستين بار توسط لئوپولد دوم، دومين پادشاه آن كشور به مرحله اجرا درآمد و استانلي كاشف بلژيكي با حمايت پادشاه، زئير (كنگوي آنزمان) را ضميمه بلژيك كرد كه از آن زمان بيش از قرن آن را استعمار كرد. بلژيك در هر دو جنگ بين المللي بيطرفي خود را اعلام كرد ولي در هر دو جنگ بوسيله آلمان اشغال شد. تسليم بلاشرط لئوپولد سوم پادشاه وقت در مقابل سربازان آلماني، در جنگ دوم جهاني اثر نامطلوبي از وي در بلژيكيها بجاي گذاشت تا حدي كه پس از جنگ عدم صلاحيت وي براي رهبري كشور مطرح شد و سرانجام حكومت بلژيك به پسرش بود وئن اول تفويض گرديد. از آن زمان بلژيك نقش مهمي را در سياست منطقه داشته و به عضويت چندين اتحاديه و پيمان درآمده است.
ملاحظات جغرافيايي
بلژيك با 513, 30 كيلومتر مربع وسعت (صدوبيست و دومين كشور جهان) در نيمكره شمالي، نيمكره شرقي، در شمال غربي قاره اروپا، در جنوب درياي شمال و هم مرز با كشورهاي هلند در شمال، آلمانغربي در شرق، لوگزامبورگ در جنوب شرقي و فرانسه در جنوب و غرب، مي باشد. بلژيك سرزميني كم ارتفاع بوده كه جلگه ها بيش از نيمي از آن را شامل ميشوند. فلات آردن كه در جنوب اين كشور واقع شده ناحيه نسبتاُ مرتفع است.
مهمترين رودهاي بلژيك موز و اسكو(با شعباتشان) مي باشند. جنگلهاي بلژيك پهنه نسبتاٌ وسيعي را در برگرفته و بيشتر در ناحيه جنوبي آن واقع شده اند. آب و هوا معتدل و مرطوب و پرباران است.بلندترين نقطه آن قله بوتراتژ با 694 متر ارتفاع بوده و رودهاي موز (949 كيلومتر) و اسكو (435 كيلومتر) طويلترين رودهاي آنند كه قسمت اعظم آنها در فرانسه و هلند جريان دارند.
ملاحظات سياسي
حكومت اين كشور پادشاهي است و پادشاه آن بودوئن اول، و نخست وزير مارك ايسكنس ميباشد.قوه مقننه ازدومجلس قانونگذاري تشكيل يافته , سنابا 182عضو و مجلس نمايندگان با 212 عضو كه دوره نمايندگي هريك از اين مجالس چهارسال است.قانون اساسي موجود درسال 1831 تدوين گشته و درسال 1970 اصلاحاتي بر آن افزوده گرديده است. براساس آخرين تقسيمات كشوري، بلژيك از9 استان تشكيل گرديده كه تا حد زيادي در امور داخلي بصورت خودمختار عمل مي نمايد. فعاليت احزاب در بلژيك نسبتاٌ آزاد است و احزاب مهم آن عبارتند از: حزب سوسيال مسيحي، حزب سوسياليست، حزب ليبرال، اتحاد مردم، جبهه دموكراتيك فرانكوفون و حزب كمونيست.بلژيك درسال 1831 از هلند مستقل شد. روز ملي آن بيست و يكم ژوئيه بوده و در سال 1945 به عضويت سازمان ملل درآمده و علاوه بر آن در سازمانهاي ناتو- بنلوكس- وئو – شوراي اروپا – جامعه اروپا – اواسي دي – اسه –امس – فائو- گات – يااآ- بانك جهاني – ايكائو – ايدب- ايفك – ايلو- ايمكو- ايمف – ايتو- يونسكو- يوپو – وهو- ومو- آدب- سي سي دي نيز عضويت دارد.
كشوربلژيك درسال 1830.م پا به عرصه وجودنهاد.قانون اساسي اين كشور با منصوب نمودن يك پادشاه به عنوان رهبركشور، اقدام به تمهيد ساختارهاي لازم براي يك كشور واحد ومتمركزنمود.درسال1970.م،كشوربلژيك بعدازاجراي4مرحله اصلاحات درقانون اساسي به يك كشورفدرال متشكل ازسه جامعه ـ هلندي زبان،آلماني زبان،فرانسه زبان و3منطقه موسوم به FLEMISH; WALLONوبروكسل تغييريافت.
هركدام ازجوامع ومناطق فوق الذكربنابه وضعيت حقيقي وحقوقي خود، از لحاظ قانونگزاري واجراي قانون به صورت مستقل عمل مي كنند.به همين خاطر شوراي متشكل ازرؤساي قانوني جوامع ومناطق فوق متشكل شده واقدام به تصويب قوانيني مي نمايندكه درحكم دستورالعمل بوده ودرسراسر كشور نهادها وسازمانهاي مختلف ملزم به اجراي آن ميباشد. هركدام ازسه جامعه فوق نسبت به موضوعات فرهنگي،آموزش، زبان و امور انساني منطقه خود مسئوليت قانوني دارند .منطق سه گانه نيز دراين بين مسئوليت اقتصاد،انرژي،حمل ونقل وخدمات دولتي، برنامه ريزي شهري وكشوري محيط زيست را برعهده دارند.دولت فدرال با به عهده داشتن روابط خارجي،دادگستري واموردفاعي وقانونگزاري اقتصادي واجتماعي به صورت نهاد مافوق انجام مي نمايد.
در زيرمجموعه مناطق سه گانه تعداد10استان و 589 بخش وجود دارند كه مسئوليت امور محلي واستاني را عهده دار ميباشند.قانون اساسي كشورجدايي دين ازسياست ويا دولت از كليسا را تضمين نموده است.قانون اساسي كشورجدايي دين ازسياست ويا دولت از كليسا را تضمين نموده است.از اينروي،دركشوربلژيك دين رسمي وجود ندارد ولي كليساي كاتوليك دربيشتر نقاط كشور نمايندگي دارد.
ملاحظات اقتصادي
واحد پول آن فرانك بلژيك (BF)معادل100 سانتيم است كه هر1/31 آن برابر يك دلار است.توليد ناخالص ملي در سال 1979 حدود 57/78 ميليارد دلار بوده (درآمد سرانه 971, 7 دلار ) كه 30% آن از صنايع و 4% از كشاورزي ،25% از تجارت و 24% از خدمات بدست مي آيد.نرخ سالانه رشد توليد ناخالص ملي حدود 5/3% مي باشد. درآمد بودجه ملي در سال 1977 بالغ بر 5/28 ميليارد دلار و هزينه هاي بودجه در همين سال معادل 97/22 ميليارد دلار بوده است. واردات بلژيك در سال 1977 حدود 3/48 ميليارد دلار بوده كه بيشترشامل: دانه هاي نباتي، پوست،موادمعدني، نفت،موادشيميايي، خشكبار، قالي، منسوجات، الماس، وسايل الكتريكي و ماشين است كه اكثراٌ از كشورهاي آلمانغربي (22%)،فرانسه (17%) ، هلند (16%)و امريكا (6%) وارد مي شود. ميزان صادرات اين كشور حدود 8/44 ميليارد دلار است كه بيشتر شامل: موادشيميايي، چوب، منسوجات، الماس تراشيده، فرآورده هاي آهن و پولاد، ماشين آلات و اتومبيل، شيشه و موادغيرفلزي است و اكثراٌ به كشورهاي آلمان(22%)،فرانسه(19%)،هلند(17%)وانگلستان (6%) صادر مي شود.مهمترين صنايع كشور عبارتند از: صنايع پولاد و ذوب فلزات، نساجي، الكتريكي، تراش الماس، شيميايي، شيشه و اتومبيل. چغندرقند، علوفه، سيب زميني، چاودار و دام نيز مهمترين محصولات كشاورزي و دامپروري آن كشوررا تشكيل داده و سرانه زمين مزروعي براي هر نفر بالع بر 08/0 هكتار مي باشد. توليد ساليانه گوشت گاو 900, 294 تن، گوشت خوك 400, 611 تن و صيد ماهي 000, 49 تن مي باشد. توليد سالانه نيروي الكتريسيته نيز معادل 1/47 ميليارد كيلووات ساعت است.ذغال سنگ مهمترين ماده معدني بوده و آهن، سرب، روي، مس، طلا، نيكل، قلع، فسفات و منگنز به مقاديري كمتري وجود دارند.
ارتباطات
در بلژيك حدود 800, 125 كيلومتر راه وجود داشته و 000، 738،2 اتومبيل سواري و 400، 293 وسيله نقليه عمومي (1976) مورداستفاده بوده است. همچنين 388, 001, 1 اتومبيل سواري و 620, 70 وسيله نقليه عمومي توليد شده است. طول راه آهن مورداستفاده نيز بالغ بر 216, 4 كيلومتر بوده است و ارتباطات هوايي داخلي و بين المللي اين كشور توسط هواپيمايي سابنا انجام مي شود.تعداد جهانگرداني كه ساليانه (1976) از بلژيك ديدن مي كنند در حدود 000, 478, 7 نفر مي باشند.ارتباطات بلژيك بوسيله دولت كنترل مي شود. در سال 1976 تعداد 48 فرستنده راديويي و 28 فرستنده تلويزيوني ، و 000, 044, 4 گيرنده راديويي و 000, 646, 2 گيرنده تلويزيوني مورداستفاده بوده و در سال 1975، 000, 976, 1 راديو و 000, 579 تلويزيون توليد گرديده است. در سال 1976 تعداد 000, 949, 2 شماره تلفن مورد استفاده بوده است. بطور متوسط 30 نشريه روزانه با تيراژي حدود 000, 416, 2 و سرانه 239 روزنامه براي هزار نفر (1975) منتشر ميشود. مقياس مورداستفاده سيستم متريك است.
اصول آموزشي
ماده قانون شماره17قانون اساسي كشور بلژيك كه درسال 1831ميلادي به تصويب رسيده است ، آموزش آزاد را براي همه شهروندان بلژيكي ضمانت كرده است.اين ماده قانون به معناي حذف هر نوع انحصار به مقوله آموزش ميباشد.اين ماده قانون همچنين به والدين اجازه ميدهد كه فرزندان را درهرمدرسه وموسسه آموزشي كه با اصول مذهبي وفلسفي آنان تطابق دارد ، ثبت نام نمايند.بخش آموزش جوامع سه گانه كشورنست به اعتقادات مذهبي وفلسفي متقاضيان آموزش به صورت بيطرف عمل مينمايد.به همين خاطرهمه مدارس مناطق سه گانه كه داراي هيأت مديره ومحلي هستند،موظف ميباشند دانش آموزان رادرانتخاب نوع آموزش ـ اعم ازآموزش سكولار يا آموزش مذهبي آزاد بگذارند.قانون اساسي كشور همچنين تمام شهروندان جامعه را محق آموزش دانسته بعبارت ديگر مضمون اين قانون مي رساند كه آموزش دوره تحصيلات پايه براي تمام شهروندان هيچگونه هزينه اي دربرنداشته وبه صورت كاملاً رايگان ارائه مي گردد.
اشتغال
نيروي كار كشور بالغ بر 000, 000, 4 نفر است كه 30% آن در صنايع، 3% در بخش كشاورزي، 8% در بازرگاني و تجارت و 47% در خدمات مشغول كار هستند. تعداد ثابت افراد ارتيش 000, 90 نفر وذخيره آن 500, 55 نفر است.
درحال حاضر، مهمترين زمينه هاي اشتغال دراين كشوربخش صنعت با 27.5%،خدمات عمومي7% وكشاورزي تنها با 2.5%ميباشد.نرخ بيكاري دراين كشور13.5%است.





Iran
Iran
Iran
Iran
Iran
Iran
لوگوی ما:

سایت جامع ایرانیان بلژیک،Iranian in Belgium، Comprehensive Website of Iranians Community of Belgium ،ایرانیان، ایرانیان بلژیک، دانشجویان ایرانی در بلژیک ،ایرانیان دانشجو در بلژیک، سایت جامع ایرانیان بلژیک iranian in belgium, belgium news, belgium universities, اخبار بلژیک دانشگاه های بلژیک، اخبار، سیاسی، فرهنگی، سفارت ایران در بلژیک، سفارت بلژیک، بروکسل، گنت، گانت، لوون، آنت ورپ، Iranian, Iranian in Belgium, Belgium, University, universities,Iran embassy in Belgium, Belgium embassy, Iran, Leuven University, Brussels, Antwerpen, Gent,ULB, VLB, Liege,Iranian newsسایت جامع ایرانیان بلژیک, اخبار بلژیک, ایرانیان بلژیک, ایرانیان دانشجو در بلژیک, دانشجویان ایرانی در بلژیک, آشنایی با بلژیک, دانشگاه های بلژیک, سفارت ایران در بلژیک, سفارت بلژیک در ایران,Iranian in Belgium, Belgium Universities, Belgium News, Iran embassy in Belgium, Belgium embassy in Iran, Leuven University, Brussels, Antwerp, Gent, ULB, VLB, Liege, Iranian news in Belgium